عماد الدين حسن بن علي الطبري

293

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل فى تزويج فاطمة ( عليها السلام ) انس گويد كه : رسول ( ص ) گفت : روزى ملكى آمد با بيست سر . من بجستم تا بوسه بر سر وى دهم ، نگذاشت و گفت : يا محمّد ، انت اكرم على اللّه من اهل السّماوات و الارض اجمعين . و آن ملك بوسه بر سر و دست و پاى من داد . من گمان بردم كه وى جبرئيل است . گفتم : يا جبرئيل ، اين چه صورت است ؟ كه هرگز چنين نيامدى به زمين ! ملك گفت : من جبرئيل نيستم ، و ليكن ملكىام نام من محمود است . و ميان هر دو كتف من نوشته است : لا إله الّا اللّه . محمّد رسول اللّه . و علىّ وصيّه . خداى تعالى مرا فرستاده تا نور را به نور دهم . گفتم : ايشان كيستند ؟ گفت : على ( ع ) و فاطمه ( عليها السلام ) . و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل با هفتاد هزار ملك حاضر شدند به عقد زفاف . رسول ( ص ) گفت عند اين قول : يا علىّ ، قد زوّجتك على ما زوّجك اللّه فوق سبع سماوات . يا على ، فاطمه را با خود گير . پس گفت : يا محمود ، چند سال است كه اين بر كتف تو نوشته ؟ گفت : پيش از خلق آدم به دو هزار سال . و جبرئيل ( ع ) قدحى به رسول ( صلعم ) داد و گفت :